The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

ياري حسين عليه السلام از واجبات بود ( ويژه‌نامه دوم محرم / 5)



انس بن الحارث بن نبيه كه خود از كساني است كه به سعادت شهادت در ركاب حسين ‏عليه السّلام‏ نايل شد، از پدرش كه يكي از صحابه، و از اهل صفه است روايت كرده كه گفت: شنيدم پيغمبر ‏صلي الله عليه وآله‏ در حالي كه حسين ‏عليه السّلام‏ در دامانش بود مي‏فرمود:

اِنَّ ابْني هذا يُقْتَلُ في اَرْض يُقالُ لَها الْعِراقُ فَمَنْ اَدْرَكَهُ فَلْيَنْصُرْهُ1

به درستي كه اين پسرم در زميني كه به آن عراق گفته مي‏شود كشته مي‌گردد پس هركس او را درك كند بايد ياريش رساند.

و از عبدالله بن عمر نقل است كه گفت: شنيدم رسول خدا ـ‏صلّي الله عليه وآله و سلَّم‏ـ فرمود:

حُسَيْنٌ مَقْتُولٌ فَلَئِنْ خَذَلُوهُ وَ لَمْ يَنْصُروُهُ لَيَخْذُلَنَّهُم اللّهُ اِلي يَوْمِ الْقِيامةِ2

حسين كشته مي‏شود پس اگر او را وابگذارند، و ياريش نكنند خدا آنها را تا روز قيامت ياري نخواهد كرد.

و سيوطي از بغوي، ابن السكن و باوردي، و ابن منده و ابن عساكر از انس بن حارث به اين لفظ روايت كرده است:

اِنَّ اِبْني هذا يُقْتَلُ بِاَرض مِنْ الْعِراقِ يُقالُ لَها كَربَلاءَ فَمَنْ شَهِدَ ذلِكَ مِنْهُمْ فَلْيَنْصُرْهُ3

به درستي كه اين پسرم در زميني از عراق كه به آن كربلا گفته مي‌شود كشته مي‌گردد،‌ پس هركس او را درك كند بايد ياريش كند.

خوارزمي در ضمن خبري طولاني نقل كرده كه حسين ‏عليه السّلام‏ به ابن عباس فرمود: آيا مي‏داني كه من پسر دختر رسول خدا هستم؟

عرض كرد: آري! غير از تو كسي را نمي‏شناسم كه پسر پيغمبر باشد، و ياري و نصرت تو بر اين امت واجب است آنچنان كه روزه و زكات واجب است كه يكي از اين دو بدون ديگري پذيرفته نشود.

حسين ‏عليه السّلام‏ فرمود: پس رأي تو چيست در حق مردمي كه پسر دختر پيغمبر را از وطن و خانه و جايگاه و زادگاهش، و حرم رسول و جوار قبر پيغمبر و مسجد و محل هجرت آن حضرت خارج نمودند، او را بيمناك و سرگردان گذاردند كه قرارگاه ومنزل و مأوائي نداشته باشد و قصدشان از اين سختگيريها كشتن او و ريختن خونش باشد در حالي كه او شركي به خدا نورزيده، و غير از خدا را ولي امر خود قرار نداده، از روش پيغمبر و جانشينان او تخلّف ننموده است؟

ابن عباس گفت: نمي‏گويم در حق آنها مگر آنكه آن كسان كافر به خدا و پيغمبر شدند، و اگر نماز بخوانند از روي كسالت و رياكاري است. و بر مثل اين مردم عذاب بزرگتر خدا نازل گردد، و اما تو، ابا عبداللّه پس تو سر سلسله افتخار و مباهاتي، پسر پيغمبر هستي، پسر وصي پيغمبر و فرزند زهرا مي‌باشي، زهرايي كه همانند مريم بود پس گمان مبر اي پسر رسول خدا كه خدا از آنچه ستمكاران مي‏كنند غافل است، و من گواهي مي‏دهم كه هر كس از مجاورت تو و مجاورت فرزندان توكناره‏گيري كند در آخرت نصيب وبهره‏اي نخواهد داشت.

حسين ‏عليه السّلام‏ گفت: خدايا گواه باش.

ابن عباس گفت: فداي تو شوم! گويا به من خبر از مرگ خودت مي‏دهي و از من مي‏خواهي تو را ياري كنم سوگند به خدائي كه غير از او خدائي نيست، اگر در پيش روي تو شمشير بزنم تا شمشيرم بشكند و دستهايم قطع شود اندكي از حق تو را ادا نكرده باشم هم اكنون من حاضر به خدمت تو هستم به هر گونه صلاح مي‌داني فرمان بده!

(برگرفته از كتاب پرتوئی از عظمت امام حسین(ع) اثر حضرت آیت الله العظمی صافی)



1ـ اسد الغابه، ج 1، ص 349. الاصابه، ج 1، ص 68 ـ 266.

2ـ مقتل الحسين، ف 10، ص 191 و 192.

3ـ كنز العمال، ج 6، ص 223، ح 3939.