The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

ميراث امام حسين، عليه السلام، از پيغمبر صلّي الله عليه وآله وسلّم ( ويژه‌نامه چهارم محرم / 2)



حسن و حسين ـ‏عليهما السّلام‏ـ وارث كمالات علمي، روحي، اخلاقي، و جسمي پيغمبر ‏صلي الله عليه وآله وسلّم‏ بودند. مردم در سيما و رفتار و روش آنها پيغمبر را مي‏ديدند، و عظمت و روحانيت او را تماشا مي‌نمودند. وجود پيغمبر ‏صلي الله عليه وآله وسلّم‏ نسبت به حسنين ـ‏عليهما السّلام‏ـ كانون مهر، شفقت، نوازش، لطف، و رحمت پدرانه بود. آنها را دوست مي‏داشت و مي‏بوئيد و مي‏بوسيد، و زبانشان را مي‏مكيد بر دوش مبارك خويش سوارشان مي‏كرد. شخصاً از آنها پرستاري مي‏فرمود. آنها را پسر خود مي‏خواند. از گريه آنها ناراحت مي‏شد. آنها را روي سينه خود مي‏خوابانيد. از شنيدن اسمشان لذت مي‏برد. در كوچه، در خانه، در مسجد، در حضور صحابه و مردم، در هنگام سخنراني، خطبه و در حال نماز، حسنين ـ‏عليهماالسّلام‏ـ مشمول مراحم مخصوص پيغمبر بودند.

اخباري كه در كتب معتبر اهل سنت است، همه حكايتي از اين عواطف پاك است. اين مهربانيها در عين حال كه نمونه‏اي از تواضع و فروتني فوق العاده و سادگي زندگي پيغمبر بسيار با عظمت اسلام بود، تمركز عواطف شديد پدرانه او را در حسنين، و فاطمه زهرا ـ‏عليهم السّلام‏ـ نشان مي‏داد. چون اين عواطف از پيامبر خدا صلي الله عليه وآله صادر مي‌شد كه در اوج كمالات و در حد اعتدال، و استقامت بود، محبت و رضا هيچگاه او را بر آن نمي‏داشت كه از سخن راست، و حقيقت كلمه‏اي بيشتر بگويد، دليل كمال لياقت، و صلاحيّت، و شايستگي حسنين بود زيرا تعبيراتي كه پيغمبر صلي الله عليه وآله در حق آنها مي‏فرمود و اوصافي كه در حق آنها مي‏گفت تنها از عواطف و احساسات پدرانه برنمي‌آيد. معلوم بود كه پيغمبر ‏صلي الله عليه وآله وسلّم‏ در سيماي آنها يك سّر الهي مشاهده مي‏كرد.

بر حسب احاديث شريفه ثقلين، و احاديث امامان، و احاديث سفينه، و احاديث بسيار ديگر1 حسن و حسين ـ‏عليهماالسّلام‏ـ وارث علوم پيغمبر و هريك، در عصر خود رهبر حقيقي امّت اسلام و حافظ آفتاب جهان‌تاب شرع بودند.

امام و وصي و جانشين پيغمبر يكي از صفات برجسته‏اش همين است كه ميزان تعادل و اعتدال امور باشد، و در حقيقت مركزي است كه واماندگان راه حقيقت و كُند روها به آن مركز سوق داده مي‏شوند تا عقب نمانند و فاصله آنها با امام كه پيشرو قافله خداپرستان است زياد نشود، و تندروهاي افراطي به آن مركز برگردانده مي‏شوند تا شتاب خارج از حد، سبب گمراهي آنها نشود. و اين است حقيقت معناي كلام پيغمبر ‏صلي الله عليه وآله وسلّم‏ در ذيل بعضي احاديث صحيحه ثقلين:

فَلا تُقَدِّمُو هُما فَتُهْلِكُوا وَ لا تَقْصُروُا عَنْهُما فَتُهْلِكُوا وَ لا تُعَلِّمُوهُمْ فَاِنَّهُمْ اَعْلَمُ مِنْكُمْ2

بر قرآن و عترت مقدّم نشويد، كه هلاك مي‏گرديد، و از آنها عقب نيفتيد، كه هلاك مي‏شويد، و به عترت چيزي نياموزيد زيرا آنها از شما داناترند.

پس حسين ‏عليه السّلام‏ بي‌ترديد وارث علم و كمال پيغمبر ‏صلي الله عليه وآله وسلّم‏ است و همه مردم به علم و دانش او محتاج هستند.

بر حسب روايات متعدد كه در كتابهاي معتبر نقل شده فاطمه زهرا ‏سلام الله عليها‏ در مرض موت پدرش، حسن و حسين را نزد آن حضرت آورد، و عرض كرد: يا رسول اللّه اين دو پسران تو هستند آنها را ببخش و عطائي مخصوص فرما، يا به آنها چيزي به ارث عطا كن!

پيغمبر فرمود: به حسن عظمت و بردباري مي‏بخشم، و به حسين جود و مهرباني.

و در روايت ديگر است كه فرمود: به اين بزرگ (يعني حسن) مهابت و حلم بخشيدم و به آن كوچك (يعني حسين) محبت و رضا. در حديثي ديگر فرمود: امّا حسن، پس هيبت و آقائي من براي اوست، و امّا حسين، پس خود و جرأت من از براي اوست، مي‌باشد.3

اين احاديث، گوشه‏اي از كمالات و خلقياتي كه حسن و حسين از جّد خود ارث برده‏اند را نشان مي‏دهند.

سّر اين تعبيرات اشاره به روش‏هاي خاص حسن و حسين و چگونگي رهبري و برنامه‏هاي آنها و تصديق روش هر دو است تا مردم بدانند كه سرچشمه و منبع اين دو روش مأموريتهاي ديني، و تكاليف خاصي است، كه پيغمبر با وحي الهي آنها را به آن مكلف ساخته است هر دو روش از روش پيغمبر و سيره او جدا نمي‌باشد و گرنه حسن و حسين هر دو جامع تمام كمالات اخلاقي و وارث جد و پدر، و حافظ دين و قرآن مقدس بوده‏اند.



1ـ كه ما در تأليفي كه در اثبات حجيت فقه شيعه، و وجوب رجوع به احاديث اماميّه در احكام نوشته‏ايم آنها را ذكر كرده و صحت اسناد و دلالت آنها را واضح و آشكار ساخته‏ايم.

2ـ صواعق، ص 148.

3ـ نظم درر السمطين، ص 212. الاصابه، ج 4، ص 316 ـ 481. ذخائر العقبى، ص‏129. صواعق، ص 189. كفاية الطالب ص 277.