The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

ويژه نامه‌ي ميلاد امام حسين عليه السلام

السلام عليك يا اباعبدالله

بار پروردگارا!
شفاعت حسين عليه السلام را در قيامت نصيبم فرما.
خداوندا! در صدق و صفاي با تو، مرا ثابت قدم بدار.
خداوندا! مرا در راه خويش ثابت قدم بدار.
به ما نيرو ده تا در راه حسين عليه السلام استوار باشيم.
ما را مدد كن تا راه كساني را كه جانشان را در پيشگاه حسين تقديم كردند با قدرت بپيماييم.

(بر گرفته از زيارت عاشورا)

 

اللهم ارزقني شفاعة الحسين يوم الورود و و ثبّت لي قدم صدقٍ عندك مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بَذَلُو مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسِينِ عليه السلام.

--------------------------------------------------------------------------------

ولادت نامه

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

چون فاطمه سلام الله عليها به حسين عليه السلام باردار شد جبرئيل امين خدمت رسول شرفياب گشته عرضه داشت: همانا فاطمه سلام الله عليها پسري ‌خواهد زائيد كه امتت او را بعد از تو مي‌كشند.

فاطمه سلام الله عليها در دوران آبستني شادمان نبود و در زمان حمل نيز اندوهگين بود سپس صادق آل محمد (ص) فرمود: در دنيا مادري ديده نشده كه پسري بزايد و خوشحال نباشد ولي فاطمه شادمان نبود. زيرا مي‌دانست كه حسينش كشته خواهد شد.

(كافي 2/365)

--------------------------------------------------------------------------------

كلام حسيني

بدانيد كه عالي‌ترين نعمت خداوند به شما نياز مردم به شماست، مراقب باشيد كه با بي‌اعتنائي به نيازمندان اين نعمت‌ها را رد نكنيد كه تبديل به نعمت و بلا مي‌شود.

(كشف الغمه)

--------------------------------------------------------------------------------

هر روز، اول مرحوم صاحب الزماني ذكر مصيبت سالار شهيدان را زمزمه مي‌كرد. سپس آيت الله درس فقه خود را آغاز مي‌نمود. اين مرجع عاليقدر دهه‌ي محرم مجلس سوگواري داشت چون روز عاشورا مي‌شد گِل بر صورت و پيشاني مي‌ماليد و در جلوي دسته عزاداري به سر و سينه مي‌زد. شاگردان پرسيدند: سبب اين همه ارادت چيست؟

پاسخ داد: من هرچه دارم از آن گرامي دارم. سپس داستاني عجيب نقل فرمود.

دوشنبه شبي در خواب ديدم كه فردي به من گفت: شيخ عبدالكريم كارهايت را رديف كن كه تا سه روز ديگر از دنيا مي‌روي.

از خواب بيدار شدم اما به خوابم اعتنائي نكردم.

روز پنج‌شنبه با دوستان براي گردش و استراحت به باغ‌هاي اطراف كربلا رفتيم. بعد از نهار اتفاقي عجيب افتاد. بي‌خود و بي‌جهت، تب و لرز تمام وجودم را فرا گرفت؛ حالم وخيم شد؛ با مرگ، فاصله‌اي نداشتم؛ دوستان مرا به منزل بردند؛ در منزل به حالت احتضار افتادم؛ كم‌كم علايم مرگ در وجودم هويدا شد؛ تازه به ياد خواب شب سه‌شنبه افتادم. در اين حالت ديدم كه دو نفر وارد اطاق شدند و ضمن نگاه به يكديگر مي‌گفتند: پايان زندگي اوست بايد او را قبض روح كنيم.

من كه مرگ را در برابر چشمانم مي‌ديدم با قلبي سوخته و پر اخلاص به سالار شهيدان توسل جسته و گفتم: سرورم! من از مرگ نمي‌هراسم، اما از دست خالي و فراهم نكردن زاد و توشه‌ي آخرت، بسيار نگرانم. شما را به حرمت مادرت فاطمه، سلام الله عليها، شفاعت مرا بكن تا خدا مرگم را به تأخير اندازد و من كار آخرتم را بسازم و آنگاه بميرم.

آنگاه منظره شگفت‌انگيزي دربرابرم مجسّم شد.

فردي را ديدم كه وارد شد و به آن دو فرشته گفت: سيد الشهداء عليه السلام مي‌فرمايد:

شيخ، به ما توسّل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نموده‌ايم و تقاضا كرده‌ايم كه عمر او طولاني شود خداوند از سر مهر به ما اجابت فرمود. او را رها كنيد.

آيت الله العظمي حائري يزدي مي‌گويد:

در آن لحظه احساس كردم كه رو به بهبود هستم.

بر صورت و بدنم پوششي قرار داده بودند و به دورم گرد آمده همگي به سر و صورت‌زنان مي‌گريستند؛ آرام پوشش را كنار زدم. كسي گفت گريه نكنيد حركت دارد.
 

واحد پژوهش و تحقيق پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي/ 1425هـجري قمري