|
در آمد بار ديگر ماه يزدان
صباح مكرمت گرديد طالع
بهار توبه و آمرزش آمد
نسيم مغفرت هر سو وزان است
مه روزه است و هنگام عبادت
در آ در مكتب «صوموا تصحوا»
هلا بر خود بنازيد و بباليد
الا اي معصيت كار گرفتار!
چرا بيگانهاي از درگه دوست؟
بنه تاريكي جهل و ضلالت
مپو زين پس ره شرّ و شقاوت
مشو نوميد از عفو خداوند
بيا در مكتب «توبوا الي الله»
جهان را نور رحمت كرده روشن
مبادا كفر اين نعمت نماييد
مبارك ماه و اوقات شريفي است
غنيمت دان دعا و عرض حاجات
به خود آ اي گنه كار نگون حال!
بيا با خالق خود آشنا شو
خدايا! از كرم بر من ببخشاي
ز ما بر احمد(ص) و آلش تحيّات
|
|
به فرّ و شوكت و فيض فراوان
منوّر شد جهان از طلعت آن
مه ايمان و عيد حق پرستان
سحاب مرحمت باشد خروشان
خوشا حال نكوي روزه داران
كه در آن ميشود امراض درمان
كه ايزد را در اين ماهيد مهمان
كه از كردار خود هستي پشيمان
چرا حال تو زار است و پريشان؟
بيا در پرتو انوار قرآن
بيا اندر طريق خير و احسان
و گر هستي غريق بحر عصيان
ز قرآن آيه «لاتقنطوا» خوان
منوّر شد ز اشراقش دل و جان
كه نعمت، سلب ميگردد ز كفران
به لهو و بيهده ضايع مگردان
نماز و روزه و نيكي به اخوان
رها كن رشته بيداد و طغيان
مرو زين بيش، اندر راه شيطان
به رويم باز كن ابواب عرفان
فروزان تا بود مهر درخشان
|