از خديجه تا عايشه(به مناسبت ده رمضان سالگرد رحلت همسر فداكار پيامبر اسلام، حضرت خديجه كبري سلام الله عليها)
عايشه ميگويد: رسول خدا صلي الله عليه واله از خانه بيرون نميرفت، مگر آنكه خديجه را ياد ميكرد. و بر او به خوبي ونيكي مدح و ثنا ميفرمود.
روزي از روزها حسد مرا گرفت.
گفتم: او پيرزني بيش نبود، و خدا بهتر از او به شما عوض داده است. پيامبر صلي الله عليه و آله غضبناك شد؛ به طوري كه موي جلوي سرش از خشم تكان ميخورد. سپس فرمود: «نه، به خدا! بهتر از او را خدا به من عوض نداده است، به من ايمان آورد وقتي مردم كافر گرديدند، مرا تصديق كرد، هنگامي كه مرا تكذيب ميكردند و در اموال خود با من مساوات كرد، وقتي مردم مرا محروم ساختند. و خدا از او فرزنداني روزي من كرد و از زنان ديگر محروم فرمود.
و باز عايشه ميگويد: بر احدي از زنهاي پيامبر آن قدر حسد نورزيدم كه بر خديجه حسادت ورزيدم. براي اينكه پيامبر بسيار از او ياد ميكرد و اگر گوسفندي ذبح ميشد، از آن براي دوستان خديجه ميفرستاد.
(اسد الغابه، ج5، ص436/ بر گرفته از كتاب رمضان در تاريخ اثرحضرت آيت الله العظمي صافي)
--------------------------------------------------------------------------------
خدا خواست كه اين بانوى بى همتاى حرم نبوّت و مادرِ يازده اخترِ برج امامت و ولايت، در عقل و ادب و حكمت و بصيرت و معرفت، نابغه و ممتاز باشد.
او نمونه برجسته كمال و نبوغ و فهم و بينش بود كه همانند آن را در ميان مردان و زنان، كمتر مى توان يافت و عفّت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت و صميميّت و مهر وفا از جمله صفات برجسته او بود.
در جاهليّت، خديجه را طاهره و سيّده نساء قريش مى خواندند و در اسلام، يكى از چهار بانويى كه بر همه بانوان بهشت فضيلت و برترى دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمند و عزيزش، هيچ بانويى اين مقام و فضيلت را نيافت.
او براى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم ـ نعمتى بزرگ، و رحمتى از رحمات واسعه خداوند متعال بود.
براى مرد، به ويژه مردى كه بيرون خانه و در اجتماع فعاليّتهاى بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظيم داشته باشد و عهده دار پيكار و جهاد بوده و مورد يورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترين آرامش دهنده قلب و روح و نگهبان پايدارى و استقامت و رفع كننده خستگى و ناراحتى، همسر هوشيار و خردمند و مهربان و دلسوز است.
اگر مردى در خارج از خانه با دشمنان گرم پيكار گشته و به حملههاى وحشيانه، استهزاء، سرزنش و اذيّت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نيز با همسرى نادان و بدخو و ترسو، ضعيف و شماتتگر، روبرو شود كه او را از كار و هدف وى و پيمودن راهى كه مدّ نظر اوست باز دارد و او را سرزنش كند و به ترك دعوا و تسليم شدن به دشمنان وادار نمايد، از اين كه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزاى جاهلان قرار مىگيرد، خسته و ناخوشايند باشد و در پى حلّ مشكلات همسر خويش برنيايد، بى شك مشكلات و دشوارى هاى آن مرد، دو چندان خواهد شد.
بدون ترديد چنين مردى همواره بر مشكلات و دشوارى هايش افزوده خواهد شد؛ چرا كه نه تنها همسر وى او را در حلّ مشكلات يارى ننموده است، بلكه با اعمال و رفتار غير منطقى خود از قبيل: سرزنش و اعتراض، آن مشكلات را صد چندان كرده است....
--------------------------------------------------------------------------------
اگر آن همسر محترم كه ثروت كم نظير خودش را در اختيار شوهر قرار داده بود تا در راه خدا و دستگيرى از فقيران انفاق كند، پيشنهاد مى داد كه: مناسب است با قوم و قبيله ات كه حاضرند تو را امير و پادشاه خود قرار دهند، سازش كنى; و با دين و روش آنها كارى نداشته باشى و زندگىِ آرام و راحت ما را به يك زندگى سرشار از حادثه و نگرانى تبديل ننمايى، پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم ـ چگونه او را قانع مى ساخت؟ و چه كسى توانايى مرهم گذاشتن بر جراحات روح و جسم آن حضرت را داشت؟
بى شك سراسر زندگى پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم ـاز داخل و خارج خانه، فشار و مانع و سختى مى شد. ولى لطف خدا دريچه هاى قلب خديجه را چنان به سوى درك حقّانيّت دعوت اسلام باز كرد و آن چنان دلش را نورانى و سرشار از معرفت و حكمت گردانيده بود كه هرگز پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم ـ با چنان منظره اسفناك، در داخل خانه روبرو نشد.