The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

نامه 27

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت با سعادت مرجع شيعه آيت الله العظمى صافى گلپايگانى

با سلام!

مشكل من انتخاب همسر آينده ام مى باشد، چندى است كه در مورد انتخاب همسرم مشغول فكر كردن و انتخاب معيارهاى درست، كه مورد قبول خداوند متعال باشد، هستم، معيارهايى كه مورد قبول عقل و شرع باشد و مرا در زندگى مشترك، با زنى به خوشبختى كامل و آنچه مورد نظر اسلام است، برساند.معيارهاى من، عبارتند از: هم فكرى و هم عقيده بودن، مشترك بودن مكتب و ديدگاه و جهان بينى، از نظر روحى و فكرى بهم نزديك بودن و در يك كلام هم شأن بودن، از نظر فكرى.به ثروت، زيبايى، تحصيلات و غيره اهميت نمى دهم; هرچند اين مسايل را انكار نمى كنم. بهرحال انسان دوست دارد همسرى زيبا، داراى تحصيلات عاليه داشته باشد، ولى به نظر من، وقتى انسان با دخترى كه با او هم فكر و هم عقيده است، ازدواج كند، خودبخود همه اين مسايل حل مى شود.زيرا به نظر خود، طرز تفكر من، شعاع بسيار وسيعى در مورد معيارهاى ازدواج دارد; هم فكر بودن; فكر من اينست كه به تحصيلات و كسب دانش تا آخر عمر ادامه دهم، دائماً در مورد مسايل مختلف فكر كنم، از گناه و معصيت الهى پرهيز كنم، در زندگى فردى باشم كه گوش به فرمان عقل باشد و عقلش بر احساساتش غلبه داشته باشد، و در يك كلام انسانى باشم كه خداوند خواستار آن انسان و مورد توجه خداوند باشد. ميل دارم همسرم، خانوده اش و فاميلش داراى اين طرز تفكر باشند; مهمتر، خود آن زن، اين طرز تفكر را داشته باشد; طرز تفكرى اسلامى و مورد قبول خداوند.ولى مشكل من در اينجا خود را نشان مى دهد، چگونه بفهمم دخترى داراى اين شرايط است; من در دانشگاه تحصيل مى كنم، در اين دانشگاه دختر و پسر مشغول تحصيل هستند. از طرفى از ارتباط كلامى با دخترها پرهيز دارم و از طرفى مايلم بدانم كدام دختر در اين دانشگاه يا در شهر محل سكونتم، داراى اين طرز تفكر است.باور كنيد وقتى در تخيل و رؤيا، به اين مسأله فكر مى كنم كه مشكلم حل شده است، آن دختر مورد علاقه ام را پيدا كرده ام و با او ازدواج كرده ام، آنچنان آرامش و اطمينان تمام وجودم را [فرا]مى گيرد، كه وصف ناشدنى است.اكنون كه مشغول نوشتن اين نامه براى حضرتعالى هستم، مانند مرغى سرگردان و حيران هستم، نمى دانم با چه دخترى وصلت كنم.معيار من، خانه، داراى زيبايى و ... نيست، معيار من هم فكر و هم عقيده بودن است، زيرا با چنين دخترى، زندگى را شروع كردن، آغاز خوشبختى است.مى خواهم از نظر جناب عالى مطلع شوم و راه درست، كه مورد قبول حضرت حق باشد را، شما به من نشان دهيد چگونه همسر آينده ام را بشناسم؟ و آيا اين معيارها درست است و اشتباهى در مورد انتخاب معيارهايم ندارم؟ مرا راهنمايى كنيد تا از اين سرگردانى نجات پيدا كنم و هر روز تمايل به كسى پيدا نكنم و پيش خود خيال نكنم اين همان است كه بدنبالش مى بودم و بعد ببينم سراب است. البته تمايل من فقط نگاه است و نه حتى چشم چرانى، بلكه نگاهى كوتاه و سريع، حتى از نگاه به نامحرم، اگر چه كوتاه، اِبا دارم، ولى بعضى مواقع چشم من به كسى مى افتد و هر چه ديده بيند، دل كند ياد.

با تشكر
 

بسم الله الرحمن الرحيم

انشاءالله تعالى موفق و مشمول عنايات حضرت بقية الله، ارواح العالمين له الفداء، باشيد.

مرقوم مفصّل شما رسيد. در مورد ازدواج كه نظر حقير را خواسته ايد، همانطور كه مى دانيد ازدواج يكى از سنن مهم اسلام و مورد ترغيب و تشويق بسيار است و از حضرت رسول، صلى الله عليه و آله، روايت است كه فرمود: «اَلنِّكاحُ مِنْ سُنَّتى»1 و در احاديث ديگر است: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ».2

اميد است حال كه در صدد انجام اين سنت هستيد چنانكه در نظر داريد، موردى كه از جهت ايمان و توافق اخلاقى مناسب باشد، فراهم شود. ولى در انتخاب همسر بيشتر از معارف، فحص و جستجو تا حدّى كه به مرحله وسواس و مانع از اخذ تصميم شود، صحيح نيست. همين قدر كه از جهات مورد نظر، بخصوص ديانت، عفّت و اخلاق شناخته شود و پدر و مادر شما و افرادى كه به آنها اعتماد داريد، نيز مورد را مناسب بدانند، بقيّه امر و آينده همه با خداوند متعال است.

با توكل به خدا و طلب خير از خدا و به نيت انجام سنت دينى اقدام نماييد و آينده امورى را كه انسان در جريان آن مؤثّر نيست، همه را به خدا واگذار نماييد كه: «وَ مَنْ يَتَوكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ».3

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

لطف الله صافى


1 . مجلسى ، محمّد باقر ; بحارالانوار ، ج 22 ، ص 180 ; ازدواج ، از سنّت من است.
2 . كلينى ، محمّد ; كافى ، ج 5 ، ص 329 ; آنكس كه ازدواج كند ، نصف دينش را حفظ كرده است.
3 . طلاق ، آيه 3 ; و هر كس بر خداوند توكّل كند ، همو وى را كافى است .